سکوتی که شکستم
عاشقانه

فاصله بین حقیقت و رویا در یک چشم به هم زدن است و تو در چشم های بسته منی

حافظه ، خاطرات ، جدایی ، وهم
اینها همه جزئی از وجود تو هستند و تو هم جزئی از اینها در وجود من که نه قابل رویت هستند و نه قابل حذف .
خاطرات بی تو سپری میشه اما فراموش نمیشه مثل سال نو
حافظه مملوء از تو و قابل حذف شدن نیست مثل یک دیسک پر که فقط باید از بین بره تا چیزی داخلش نمونه
در تنگنای همه این ها ، در گوشه کنار کلمات ، در عمق احساس داشتن تو
در زیبایی نهفته شده از با تو بودن ، در نهایت شادی ، در امید لحظه دیدار
چه شد که من ز تو و تو از من دور شدی ؟
دلم برات تنگ شده آبجی مریم .........

شبیست طوفانی در صحرای زیبای دلم ای عشق
میوزد باد موازی با طعم رعنای عشق
این گردش چرخ روز گار است
که دلم به دنبال چشمان زیبای تو هست ای عشق
من مینگرم به چپ و راست در جست و جویت
اما نمیبینم هیچ اثری از وجودت
ثبت شده توسط خودم : در ۲۱/۷/۱۳۹۰

کاش میتونستم بگیرم دستاتو
کاش میتونستم نگاه کنم چشماتو
کاش میتونستم بشنوم صداتو
کاش میتونسم ببینم خنده هاتو
حالا که نمیتونم ببینمت
از راه دور تبریک میگم تولدتو
این وبم تقدیم به تو از طرف داداش امیر تو
تولدت مبارک
ای کاش میشد همیشه در کنارم باشی آبجی جونم

فراموش کرده بودیم همیشه خواهر برادرا پیوندشون پیوند خون بود .
این یکی نیست از خون
این پیوند قلب هسته . پیوندی که ماندگارتر از هر پیوند دیگر است
×××××××××××××××××
بعد روز تولدم باور ندارم که خودت نباشی
دلم گرفته ، دوباره هوای تو رو داره
مریم منتظرم فقط برای یک بار هم که شده بیا .
............................................
هی فلانی می دانی ؟ می گویند رسم زندگی چنین است...
می آیند.... می مانند.... عادت می دهند.... ومی روند.
وتو در خود می مانی و تو تنها می مانی
××××××××××××××××
خالا که بهت عادت کردم میخوای بزاری بری؟

به هر سو که مینگرم سراب میبینــــــم
خاطرات خیـــسم رو بی آب میبیــــنـــم
گلویم خشک شد از بس هق هق کنان،
گفتم که آبجی مهربــــــــــــــــــــــــونــــم
دوستت دارم و بی تو می میـــــــــــــــرم

ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
تا کی انتظار بکشم ؟

در پشت پنجره همیشه درختی هست
در پشت پنجره همیشه آسمانی هست
در پشت پنجره اما
هیچگاه آنکه در آرزوی دیدنش هستی را نمی یابی
در پشت پنجره اما
هیچ یادگاری از گذشته نیست
هیچ نشانی از دلخوشی و امید نیست .
مگر اینکه تو بخواهی.
دوستت دارم آبجی مهربونم
تی جان قربانت بروم من

فدای اون داداش امیر گفتنت که من و به خودم میاورد
بهم زندگی میداد.
کی دوباره میخوای بهم یگی داداش ؟
قربون آبجیم برم من.

مرا به یاد بیاور
فکر کن
تمام ثانیه ها را بگرد
آنقدر که دست هایت عبور زمان را
لمس کنند
بگرد
میان برگ های کهنه تقویم
در ثانیه های نفس نفس
در دقیقه های
بودن و رفتن
روی خط صاف آرامش چشمانم
...
مرا یادت آمد ؟؟؟
ناله های آسمان
درد ابر
باد ، قاصدک
شعرهای ناتمام من
نقطه چین های ترانه هایم ..........
مرا یادت هست ؟؟؟
تنها از جنس پاییز
یک قلب دنباله دار همیشگی گوشه ی نوشته هایم
گریه ، لبخند
پیوند نگاهم با سنگفرش های خیس
...
هر چند که از یادت نرفتم اما دوباره مرا بیاد آور
مرا یادت آمد ؟؟؟

دل شاد میشود اگر دلی باشد که شادش کند
چشم باران شوق میریزد اگر کسی باشد که عامل غم نباشد
بوسه بر گونه ها مینشیند اگر کسی طلب بوسه کند و مشتاق بوسه پیدا شود
من میبوسم چشمانت را از راه دور تا که دلت شاد شود .
دوستت دارم
اگر تا به امروز با شک به وجودت پی بردم
از امـروز دیگــر تردــیدی نخـــواهم داشــــت
درسته دلت شکستم ولی محتاجتم(برگرد)

امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من / زیباترین جامه هایم را بپوشم من
باشوق بی حد باغچه هامون رو صفا دادم/امشب تا میشد گل توی گلدون ها جا دادم
بعد از جدایی ها
آن بی وفایی ها
فردا تو می آیی
فردا تو می آیی
بعد از گسستن ها
آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
فردا تو می آیی
از خونه ی دلم نا امیدی ها سفر کرده /گویا دعاهای من خسته اثر کرده
من لحظه ها را می شمارم تا رسد فردا / آن لحظه ی خوب خنده بر لب دیدن ها
بعد از جدایی ها
آن بی وفایی ها
فردا تو می آیی
فردا تو می آیی
بعد از گسستن ها
آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
فردا تو می آیی
(منتظر حظورت هستم مریمی داداش)

الو,..سلام منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست. ....
هزاردفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط درانتظار یک صداست. ...
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که میرسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ ..
الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد! خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟...
چرا صدایتان نمیرسد کمی بلند ترصدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست,؟...
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم؟ .....شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست...!!!
درد دلم این است که من آبجیم و میخوام ، چون اون فرشته ترین فرشته هاست.

نمیـخوام دیگـه تنها شی
یه حسـی میگه که بایــد
همـین دور و برا باشـی
تو از شمعی من از بادم
تو از شیشه من از سنگم
ولی برگـردی قـول میـدم
دیــگه باهـات نمیـجـنگم

زندگی قافیه باران است
من اگر پاییزم و درختان امیدم
همه بی بـــرگ شــــدند
تو بهاری و به اندازه باران خدا
زیبایی

سوال من از تو این است.
که چرا در آینه چشمان تو تصویر من پیدا نیست؟
همیشه اینطور بوده ... همیشه ے همیشه
واقعا سختهــ .. سختهـــ که توے ایـــن موقعیت قرار بگیرے
همیشه وقتی خواستمــ حرف دلم و به هر کے بزنم نشده ....
یه بغض سنگین راه گلوم و گرفته یه چے میخوره تو سرم. بازی سرنوشت مسیــر جاده رو عوضـــ میکنه .
بلاخره نشد و وقتیے هم میخواے حرف دلت بزنیے و موقعیتش هسته میگن دیگه دیر شدهــ میگن تو دوسش نداشتیے
میگن تو تنهاش گذاشتیے میگن برات اهمیت نداشتـــ میگن تو دلشـــ شکستی .
میگن برو و دیگه اسمشم نیار میگنــ برو که دیگهــ اون نیسته.
اینــ رسمشه ؟
همین میـــشه که آروم آرومــ منزوی میشے و مثلـــه منـــ میشیے..... یه بدبختـــ... من... آبجیــم و میگن ندارم دیگه... ولی باور ندارمـــ ...اون هر جا باشه اول توے قلبمه ...
اگه قلبم بهم دروغ میگه ، اگه دروغ مگیه که تو هستیے دلم میخواد منم دیگه نباشم ، ولی هستی تو هستی . آبجی دوستت دارم به خدا چیزی کم تر از خواهر واقعیم نبودی و نیستی .
منتظرم بیایے ... بیاے و آرومم کنی. دلم برات خیلی تنگ شده

سلام گل مریم گل مظلوم و پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو بر گردم
نشد تا بغض چشمات رو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شرم غم بارون رو بردارم
منتظرم که تو برگردی

سلامــ آبجے . امروز دلم خیلے گرفتهـ
خیلے خیلے . دلمـ هواتو کردهـ . یه مدتـ عکستو داشتم و بهشــ خیره میشدم ، ولی حالا ... اونمــ ندارمــ.
آبجیے دلم برات تنگــ شده ، چرا خودت نشونــ نمیدیے ؟
این حرفا چیه که میزنن ؟ دوستتـ گفت : .......... دیگه مریمــ نیست که بخواد حرفات گوشــ بده !
آبجیے میدونم اشتباه از منـ یود . میدونم بهت بی توجه بودم. ولی از عمق وجودم دوستتـــ دارم .
برگرد آبجیے . فقط براے یکـــ بار همـــ شده باهام حرف بزنـــ . فقط یه بار .
مریمـــ منتظرم .
میاے دیگه آره ؟
